![]() |
![]() |
|
| مطالب جالب |
|
اي دوست قبولم كن جانم بستان مستم كن وز هر دو جهانم بستان باهر چه دلم قرار گيرد بي تو آتش به من اندر زد آنم بستان (شاعر: ؟) من درد تو را زدست آسان ندهم دل بر نكنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به يا دگار دردي دارم كان درد به صد هزار درمان ندهم (شاعر: ؟) آبي كه ازاين ديده چو خون ميريزد خون است بيا ببين كه چون ميريزد پيداست كه خون من چه بر داشت كند دل ميخوردو ديده برون ميريزد (شاعر: ؟) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت توسط علی |
|
|
بسه تنهايي ديگه توي قفس بسه اين قفس بدون هم نفس ديگه بسه تشنگي بدون آب خوردن فريب ونيرنگ سراب واسه هركي دل من تنگ ميشه تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه دوستي از رو زمين پاك شده مردي و مردونگي خاك شده هركي فكر خودشه تو اين زمون تو نخ آب يخ و گرمي نون بايد حرف دلمو گوش كنم غم دنيا رو فراموش كنم دستمو بلند كنم به آسمون خودمو رها كنم از اين و اون دلمو جدا كنم از آدما سينمو پُر كنم از ياد خدا
(شاعر : ؟) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
گِلي خوش بوي در حمام روزي رسيد از دست محبوبي به دستم بدو گفتم تو مُشكي يا اديبي كه از بوي دلاويز تو مستم بگفتا من گِلي ناچيز بودم وليكن مدتي با گُل نشستم كمال همنشين در من اثر كرد وگرنه من همان خاكم كه هست
(شاعر : ؟) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
اين شعر سر كلاس فلسه و منطق بين معلم و شاگرد ردوبدل شده (شاگرد) : صفايي ندارد ارسطو شدن خوشا پر كشيدن پرستو شدن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجدهها با چشم تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني انتظار وانتظار عشق يعني هر چه بيني عكس يار عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني لحظههاي التهاب عشق يعني لحظههاي ناب ناب عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني سوز ني،آه شبان عشق يعني معني رنگينكمان عشق يعني شاعر دل سوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني باگلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله برچمن عشق يعني شعله برخرمنزدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعنيهمچويوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد ومحنت در درون عشق يعني تبلور يك سرود عشق يعني يك سلام ويك درود (شاعر : ؟)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
هر کس به طریقی دل ما می شکند دوست جدا بیگانه جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست من در عجبم دوست چرا می شکند ..... بشکست ودلم کسی صدایش نشنید آری دل مرد بی صدا می شکند (شاعر: ؟ ) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت توسط علی |
|
|
درآن خيال بودم شيشه دلي ندارد يا ازدلي چون خود,گويا خبر ندارد
وقتي كه بر بخارش,نوشتم يا حسين را ديدم كه اشكش آرام,اما صدا ندارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو پرينت صفحه خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها |
| درباره وبلاگ |
|
برگ درختان سبز در نظر هوشیار
هرورقش دفتریست معرفت کردگار |
| پیوندهای روزانه |
|
اویلر ریاضیدان لذت ریاضیات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
| پیوندها |
|
زمزمه های بی صدای من 1جک1000خنده کلبه ای روی آب |
| آمار وبلاگ |
| جستجو |
|
|
|
RSS
|